الشيخ المنتظري
462
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
مرحوم سيّد رضىّ در تنظيم نهج البلاغه اين بوده كه هر مقدار از خطبه هاى حضرت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) را كه داراى فصاحت و بلاغت چشمگيرترى بوده انتخاب نموده و قسمت هاى ديگر را نقل نكرده است ; از جمله خطبه ها همين خطبه اشباح است كه خطبه بسيار مفصّلى بوده ، و با وجود تقطيع هايى كه در آن واقع شده باز هم خطبه خيلى طولانى و مفصّلى است . حضرت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) در هر جمله اى از جملات اين خطبه كنايات و اقسام استعارات را به كار برده است . كلامى از ابن ابى الحديد و نقدى بر آن ابن ابى الحديد كه يكى از شارحان نهج البلاغه و سنّى مذهب است و شرح او هم يكى از شروح با ارزش است ، در دنباله اين خطبه راجع به اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) مىگويد : « او امام صاحبان صنعت بديع است . . . و اين فصل از كلام اميرالمؤمنين مشتمل است از استعارات عجيب و ابواب بديع بر مواردى كه اگر در ديوان شاعر يا نويسنده اى بود حق تقدّم بر ديگران داشت » . سپس پس از نقل جمله هاى ممتازى از اين خطبه مىگويد : « جاى تعجّب است كه اگر مردم در صد ورقه دو كلمه يا سه كلمه از اين كلمات ممتاز و برجسته مىيافتند قيامت برپا مىكردند و بوق و كرنا راه مىانداختند و كتابها و نشريات را از ستايش آن پر مىكردند ، ولى بر كلام آن حضرت كه پر است از محسّنات بديعيه مرور مىكنند و ليكن هواى نفس و تعصّب آنان را به سكوت وا مىدارد » . ( 1 ) خوب اين سخن ابن ابى الحديد است در عظمت سخنان حضرت امير ( عليه السلام ) ; امّا خودِ ابن ابى الحديدى كه ديگران را به تعصّب و سكوت نسبت به آن حضرت متّهم مىكند ، با وجود اين كه كليّه كلمات حضرت را شرح كرده و به كليّه رموز
--> 1 - شرح ابن ابى الحديد ، ج 6 ، ص 451 و 452